مطالب توسط pdvc ir

راحت از کنار کودک‌آزاری‌ها نگذریم

من ۲۰سالمه. با خانواده‌ام درگیری‌های زیادی دارم. پدرم دکترا داره و مادرم فوق لیسانسه ولی واقعا با این تحصیلات و جایگاه اجتماعی عالی باز هم ما تو خونه شرایط وحشتناکی داریم.از نظر مالی هیچ مشکلی نداریم و چند تا خونه داریم… از بچگی تنبیهم این بود که منو می‌انداختن توی حموم و یا کتک می‌خوردم. […]

از ترس خودش را در اتاق حبس کرده بود

سمیه یک سال قبل از خودکشی شوهرش به خانه‌ی پدری پناه آورده بود، ولی حمایتی از آنها ندیده بود. زخم زبان‌های مادر پیرش، نگاه‌های سنگین خواهرها و برادرش، دوری از تنها پسرش که حالا پدرشوهرش قیمش بود

جشن تولد برایش زهر شد

به محض رسیدن به خانه پدر بر سرش فریاد می‌ زند که چرا موهای زائد بدنت را اصلاح کرده‌ای! مبینا مات این فریادهاست. جشن تولد برایش زهر شد. شانزده ساله است و هیکل درشتی دارد. استخر رفتن برایش رویا شده چون پدر بدبینش اجازه اصلاح موهای زائد بدنش را نمی‌دهد. کاش همه چیز به همین […]

باید از پدر و مادرم مراقبت می‌کردم

من ۴۳ سال دارم و هیچ وقت ازدواج نکردم چون پدر و مادر پیرم به هر خواستگاری که برای من می‌اومد به هر بهانه‌ای جواب منفی می‌دادند به این خاطر که من باید ازشون مراقبت می‌کردم. من کارهای خونه و بیرون خونه رو انجام می‌دم و گاهی کارهای اهالی روستا رو هم انجام می‌دم به […]

این وضعیت تکرار می‌شود

بعد از یک سال که زن از بیمارستان مرخص می‌شود به خاطر سوختگی شدید در صورت و گردن و ظاهر نامناسب همسرش او را از خانه بیرون و از دیدن فرزندان محروم می‌کند.

پدرم به خاطر کار زیادش اجازه نداد من به مدرسه برم

فصل مدرسه‌ها تموم شده بود و من کلاس پنجم ابتدایی رو تموم کرده بودم و حالا باید منتظر می‌موندم تا پدرم اجازه بده برای ادامه تحصیل به مدرسه‌ای برم که چند ده پایین‌تر از روستای ما بود؛ مدرسه شبانه‌ای که برادر بزرگترم اونجا درس می‌خوند تا دیپلمش رو بگیره. تابستون تموم شد و پدرم به […]

خشونت‌های ممتد او «محکمه‌پسند» نیست

دوسال غیرمستقیم و دوسال مستقیم تحت شکنجه‌ی روحی یک آدم دوقطبی بودم تا این که دکتر روانپزشک گواهی ناراحتی خلقی شدید برای او صادر کرد. او پنج ماه گواهی استراحت در منزل داشت ولی داروها را مصرف نمی‌کرد. ماه‌ها با من قهربود و دو سال تمام خرجی خانه را نمی‌داد. مدام به من می‌گفت احساسی […]