می‌ترسد موضوع را با خانواده‌اش در میان بگذارد

فاطمه تنها دختر خانواده با یکی از اقوام دورشان ازدواج کرد. خانواده همسرش در یکی از شهرهای غربی کشور ساکن بودند که چند سال بعد از ازدواج فاطمه با همسرش به تهران نقل مکان کردند.

مراسم ازدواجشان با کمترین هزینه برگزار شد تا وام و قرض، شیرینی زندگی دو نفره‌شان را تلخ نکند، غافل ازینکه چه اتفاقاتی منتظرشان است.

چندسالی بعد از ازدواجشان متوجه رفتارهای مشکوک شوهرش شد، پیام‌ها و تماس تلفنی‌های وقت و بی‌وقت؛ درست از زمانی که مهمونی‌های دوستانه به خانه‌ی فاطمه شروع شد، زن و شوهرهای جوان با تیپ‌ها و اعتقادات مختلف.

شوهرش اوایل کتمان می‌کرد و می‌گفت الکی حساس شده است… اما فاطمه با یادداشت شماره تلفن فرد ناشناس و تماس با او متوجه تمام جریان می شود.

باورش سخت است که شوهرش با زنی که مهمان خانه‌شان بود در ارتباط باشد.

حالا فاطمه می‌ترسد این موضوع را با خانواده‌اش در میان بگذارد، چون از طرفی نمی‌خواهد طلاق بگیرد و می‌ترسد رفتار خانواده‌اش با همسرش تغییر کند و از طرفی هم از واکنش همسرش واهمه دارد.

همسری که در حال حاضر هم خرجی نمی‌دهد و توجهی به زن و فرزند خود ندارد.

 

روایت ارسال شده از تهران به کارزار منع خشونت خانوادگی، https://t.me/pdvcir

?? شما می‎توانید تجربیات خود را از #خشونت_خانوادگی به صورت حضوری، یا از طریق ایمیل pdvc.ir@gmail.com یا ادمین کانال تلگرام کارزار @pdvci به دستمان برسانید یا آنها را با هشتگ کارزار منع خشونت خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *