روایت یك پزشك از شرح حال یكی از بیمارانش

یك خانم تقریباً ٣٠ ساله بود ولی به سختی یك زن ٥٠ ساله می‌نشست و برمی‌خواست.

به علتِ فراوانی سكس مقعدی دنبالچه‌اش شكسته بود، همچنین دچار هموروئید (بواسیر) و فیشر (زخم مقعد) نیز شده بود. می‌گفت طی این سال‌ها همیشه ناچار بوده به خواسته‌ی همسرش تن بدهد:

«به جز اینكه فقر و كتك كاری‌ها و فریادهایش را تحمل می‌كردم، به تمام خواسته‌های معقول و نامعقولِ جنسی‌اش باید تن می‌دادم. ما توی یك اتاق كوچك می‌خوابیدیم، بارها دختر ده ساله‌ام بیدار شده بود و ما را حین رابطه نگاه كرده بود و باز خوابیده بود!»

حالا در خانه‌ی پدری‌اش زندگی می‌كرد ولی احساس می‌كرد از چاله به چاه افتاده!

اینجا هم از خشونت برادرانش در امان نیست. می‌گفت: «دلم نمی‌خواهد از اتاق ٤-٥ متری‌ام بیرون بیایم و با خانواده روبرو شوم، صبح تا شب همانجا تنها می‌مانم. خانه‌ی خودمان نه تنها دخترم پیشم بود حداقل می‌توانستم گاهی خرید كنم».

پرسیدم چراكار نمی‌كنی؟

گفت: «یكبار جایی سر كار می‌رفتم، شوهرم به محل كارم آمد و با داد و فریاد و فحاشی گفت كه اجازه نمی‌دهم زنم كار كند و آنها هم من را اخراج كردند!»

حالا می‌خواست برگردد و باز با شوهرش زندگی كند…

مبلغی پول نزول گرفته بود تا هم واژنش را تنگ كند و هم روی آلت تناسلی‌اش جراحی زیبایی انجام دهد تا شاید از سكس‌های مقعدی نجات پیدا كند…

در مقابلِ درمان هموروئید و فیشر نیز مقاومت می‌كرد از ترس اینكه مبادا جراحی زیبایی آلت تناسلی‌اش از بین برود!

 

?روایت از تهران به کارزار منع خشونت خانوادگی،‌ https://t.me/pdvcir

شما هم می‎توانید تجربیات خود را از خشونت خانوادگی به صورت حضوری، یا از طریق ایمیل pdvc.ir@gmail.com  یا ادمین کانال تلگرام کارزار https://t.me/pdvci به دستمان برسانید یا آنها را با هشتگ کارزار منع خشونت خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *