همسرم من را به باد کتک گرفت که خانواده‌ات باید خانه و ماشین بخرند

خواهرها و تنها برادرم ازدواج کرده بودند، خواهر کوچک‌تر از خودم سه تا بچه داشت ولی من هنوز مجرد بودم.

از نظر ظاهری هیچ مشکلی نداشتم ولی به دلیل ابتلا به بیماری صرع خواستگاری نداشتم.

سی و دو سالگی خواستگاری داشتم که از اقوام خیلی دور بود. بهش جواب مثبت دادم ولی چند وقت بعد از مراسم عقد متوجه شدم که اعتیاد به شیشه داره و به خاطر شرایط مالی خوب خانواده‌ام پیشقدم شده. چهارماه بعد از عقد ازش طلاق گرفتم.

یک سال بعد با پسر یکی از اقوام نامزد کردم. چندماه دوره آشنایی‌مون طول کشید، می‌ترسیدم که این آقا هم معتاد باشه. بعد از چندماه بهش جواب مثبت دادم و باهم ازدواج کردیم.

چندهفته بعد از عروسی بهانه‌گیری‌های خودش و خانوادش شروع شد که چرا جهیزیه‌ات عالی نیست، چرا کادوی پدر و مادرت خوب نبود، چرا خانواده‌ات ماشینت رو فروختن…

همسرم کم کم سرکار هم نرفت و گفت باید خانواده‌ات برام ماشین بخرند.

به خاطر بیماری که دارم، خانواده‌ام خیلی حمایتم می‌کنند. برادرم ماشین قسطی برای همسرم خرید و پیش قسط اولیه‌اش رو هم خودش پرداخت کرد تا مسافرکشی کنه ولی همسرم می‌گفت من مدل این ماشین رو دوست ندارم و کار نمی‌کنم.

وقتی خانواده‌ام متوجه شدند ماشین رو ازش پس گرفتند. همان شب همسرم و مادرش منو به باد کتک گرفتن که خانواده‌ات باید خانه و ماشین بخرن!

الان دو ماهی هست که همسرم رو ترک کردم و به خانه پدری برگشتم.

تو مدت یک سالی که ازدواج کردم تمام هزینه‌های پزشکی، زیبایی و حتی بیمه‌ام رو هم پدرم پرداخت کردند.

روایت ارسال شده از تهران به کارزار منع خشونت خانوادگی،‌ https://t.me/pdvcir

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *