از ترس خودش را در اتاق حبس کرده بود

در خانه محکم کوبیده شد، حسین بود. آنقدر عصبانی بود که متوجه نگاه‌های فضول همسایه‌ها نبود. مادرش که در را باز کرد گفت: این دختره‌ی خیره‌سرِ بی آبرو کجاست؟!

سمیه از ترس خودش را در اتاق حبس کرده بود. حسین به محض وارد شدن به حیاط کوچکِ خانه‌ی پدری، تمام شیشه‌های پنجره‌ها را شکست و فریاد زد. دستش زخمی شده بود و خونریزی داشت، ولی برایش مهم نبود الان تنها چیزی که مهم بود آبروی ازدست رفته‌شان به خاطر ندانم کاری سمیه بود.

بلند فریاد می‌زد که مهم نیست مردک معتاد است، مهم نیست که به جرم فروش مواد مخدر زندانی بوده، مهم نیست که زنش را طلاق داده، حالا که سمیه او را می‌خواهد خبرش کنید همین امروز بیاید عقدش کند و دست  زنش را بگیرد و از این خانه ببرد. دیگر هم حق ندارد به این خانه برگردد.

مادر در ظاهر ترسیده بود ولی ته دلش راضی بود بالاخره از دست سمیه راحت می‌شد. چندماهی از خودکشی دامادش می‌گذشت، شوهری روان‌پریش و معتاد که در این سال‌ها باعث عذاب آنها و دخترش شده بود.

سمیه یک سال قبل از خودکشی شوهرش به خانه‌ی پدری پناه آورده بود، ولی حمایتی از آنها ندیده بود. زخم زبان‌های مادر پیرش، نگاه‌های سنگین خواهرها و برادرش، دوری از تنها پسرش که حالا پدرشوهرش قیمش بود و بی‌پولی او را مجبور کرده بود به مردی اعتماد کند که بدتر از شوهر تازه فوت شده‌اش بود.

سمیه زانوهایش را بغل گرفته بود و گریه می‌کرد، دلش می‌خواست از اتاق بیرون بیاید و همه بدبختی و بی پناهی‌اش را بر سر برادری که حالا گوشه حیاط نشسته بود و از شدت عصبانیت نفس نفس می‌زد فریاد بزند.

خودش هم می‌دانست که از چاله در آمده و به چاه افتاده است، می‌دانست که زندگی‌اش با سعید دوام چندانی نخواهد داشت. درس نخوانده بود و پدر و مادر پیرش هم اجازه انجام هیچ کاری را به او نمی‌دادند. بعد از خودکشی شوهرش خانواده‌اش را به سختی راضی کرده بود تا خرده‌کارهای خیاط محله را انجام دهد و درآمد اندکی داشته باشد.

سعید را هم چندبار در مسیر خیاط خانه دیده بود.

با صدای بلندِ برادرش رشته افکارش بریده شد، خط و نشان می‌کشید فردا که به خانه می‌آید سمیه در خانه شوهرش باشد!


روایت رسیده از تهران به کانال کارزار منع خشونت خانوادگی https://t.me/pdvcir

?? شما می‎توانید تجربیات خود را به صورت حضوری، یا از طریق ایمیل pdvc.ir@gmail.com  یا ادمین کانال تلگرام کارزار https://t.me/pdvci به دستمان برسانید یا آنها را با هشتگ کارزار منع خشونت خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *