باید محکم باشم و به بچه‌هام امید بدم در حالی‌که خودم کم آوردم

من امروز داشتم روایت‌های خانم‌ها از زندگی‌شون رو می‌خوندم و دیدم که همه چقدر زجر کشیده هستند. و اینکه فرهنگ بد ما باعث این‌همه بدبختیه، این‌که مرد همه‌کاره خونه باید باشه و زن مطیع.

من ۳۷ سالمه و ۱۹ ساله ازدواج کردم. چند ساله که همه مدل، تحت فشار و تحقیر هستم ولی این اواخر دیگه دیوانه کننده شده و چون خانواده‌ام جدایی رو رسوایی می‌دونند مجبورم تحمل کنم.

همسرم اعتیاد شدید داره و هیچ تعهدی نسبت به من احساس نمی‌کنه چون از بچه‌هام دفاع می‌کنم. پسر ۱۸ ساله‌ام ۱۰ روز پیش خودکشی کرد که خوشبختانه نجاتش دادیم. ولی پدرش توی اون ۲ روز حتی یه زنگ هم نزد و بیمارستان هم نیومد.

اون شب تا صبح تو حیاط بیمارستان گریه می‌کردم و به خدا التماس می‌کردم پسرم رو بهم ببخشه چون سالها قبل برادرم رو هم همین‌طوری از دست داده بودم. وقتی که پدرهای دیگه رو اونجا می‌دیدم و تنهایی خودم رو، بیشتر حالم بد می‌شد.

دختر ۱۳ ساله‌ام هم به افسردگی مبتلا شده از این همه بی‌محبتی و سردی خونه.

الان یک ساله که انواع فحش‌ها رو تحمل می‌کنم به خاطر رسوم مضحک خانوادگی. باید محکم باشم و به بچه‌هام امید بدم در حالی‌که خودم کم آوردم و بی‌اختیار در حال اشک ریختن هستم همیشه.
هیچ رابطه عاطفی نداریم و همیشه با نگاهی گزنده و پر از نفرت بهم خیره می‌شه. چون می‌دونه جایی برای رفتن ندارم.

 

?روایت رسیده به کارزار منع خشونت خانوادگی، https://t.me/pdvcir


??شما می‎توانید تجربیات خود را به صورت حضوری، یا از طریق ایمیل pdvc.ir@gmail.com  یا ادمین کانالک تلگرام کارزار https://t.me/pdvci به دستمان برسانید یا این‌که با هشتگ کارزار منع خشونت خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی منتشرشان کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *