گفت مامان باید برای جنازه‌ام بیای!

دخترم شانزده سالگی ازدواج کرد و رفت افغانستان و شوهرش اخلاقش عوض شد.

وقتی اومد ایران گفتم درست می‌شه. تو افغان‌ها نمی‌شه طلاق گرفت.

[دخترم] یک بار می‌خواسته مرگ موش بخوره و شوهرش می‌فهمه و نمی‌زاره.

شوهرش زن داشت و قرار بود زنش را طلاق بده. منم گفتم اگه زنت را طلاق بدی من هم دخترم را بهت می‌دم.

گفتم سهیلا مامان چته. گفت مامان باید برای جنازه‌ام بیای.

اصلا خرجی به دخترم نمی‌دن. دامادم اومد دنبال دخترم. من گفتم تو زنت رو طلاق دادی که اومدی دنبال دخترم؟ دامادم شروع کرد به زدن خودش با چاقو.

رفتم پاسگاه تو پاسگاه بهش گفتن می‌تونی تا ۶ ماه دیگه زنت را طلاق بدی. گفت نه. قرارداد نوشتیم که سر یکسال زنش رو طلاق بده و بیاد ایران و همه ریش‌سفیدها امضا کردن.

ما افغان‌ها زن‌هامون حقی ندارند. دامادم زنش رو طلاق نداد و ده روز بعدش اومد و دخترم را با چوب و کتک برد. [دخترم] یکبار هم وایتکس خورده.

دخترم پولی که در میاره رو شوهرش می‌فرسته برای زنش تو افعانستان.

 

روایت از کرج، کارزار منع خشونت خانوادگی  https://t.me/pdvcir


شما می‎توانید تجربیات خود را به صورت حضوری، یا از طریق ایمیل pdvc.ir@gmail.com  یا ادمین کانال تلگرام کارزار https://t.me/pdvci به دستمان برسانید یا این‌که با هشتگ کارزار منع خشونت خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی منتشرشان کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *